إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي
پيشگفتار 12
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )
و حروبها و مكايدها و سياستها لرعيتها . . . » 36 و سرانجام سروكار اين ترجمهها به فعاليتهاى مستقل و ترجمهء متون مورد نياز و از جمله آثار تاريخى ، سياسى ، تربيتى و آداب و سير كشيد . « و يروى ان سالما مولى هشام بن عبد الملك ترجم بعض رسائل لارسطاليس . كما يروى انه نقل لهشام ، كتاب عن الفارسية يتحدث عن الدولة الساسانيه و نظمها السياسية . » 37 پايههاى رونق و گسترش روزافزون كار ترجمه از زبانهاى مختلف به زبان تازى بر دو امر استوار بود . يكى نياز مبرم زمامداران نودولت به آگاهى از طرز حكومت و سيرهء پادشاهان و فرمانروايان بزرگ و آئين مملكتدارى ايشان ، براى ادارهء دقيق امور ممالك وسيعهء خويش و ديگر پافشارى بيش از حد بزرگان قوم نسبت به زبان و فرهنگ عربى - اسلامى . و البته اينگونه پافشاريها ، بسيارى از آثار ارزشمند فرهنگى ملل مغلوبه را نابود ساخت و گذشته از آن تا مدتها ايشان را از تصنيف و تأليف و تدوين مانع آمد . « . . . فكانت العرب فى صدر الاسلام لا تعتنى لشىء من العلوم الا بلغتها و معرفة احكام شريعتها . . . حتى يروى أنهم احرقوا ما وجدوا من الكتب فى فتوحات البلاد . » 38 بدنبال اين نوع برخوردها ، فعاليتهاى ادبى و علمى در هر نقطه از قلمرو وسيع حكومتهاى اسلامى - هرچند هر ملتى ، خود فرهنگ و زبانى ويژه داشت - همه به زبان عربى صورت مىگرفت . « در سراسر جهان اسلام ، هرقدر هم مردم آن گوناگون بودند زبان تعليم و ادبيات عربى بود . » 39 زيرا زبان عربى ، زبان قدرت و فرهنگ غالب بود و به همين جهت در بسيارى از كشورهاى نومسلمان ، بتدريج زبان و فرهنگ قومى تحت الشعاع زبان و فرهنگ قوم غالب و حاكم قرار گرفت تا سرانجام در سرزمينهائى نظير مصر و شام و روم از فرهنگهاى قومى قوىبنيه و كهن جز اندكى ، آن هم در دل بيابانهاى برهوت و يا در سينهء تختهسنگهاى فرسوده بجاى نماند . اما در ايران وضع دگرگونه بود و مردم اين مرزوبوم ، همراه با پذيرفتن آئين مقدس اسلام و پيروى از احكام قرآن كريم و تعليمات بسيار ارزشمند پيغامبر اكرم ( ص ) و آگاهى و تبحر در زبان و ادبيات عرب ، به سختى از زبان و فرهنگ ملى خويش پاسدارى كردند و در رابطهء با قوم غالب پا را از حد برخوردى طبيعى و منطقى فراتر ننهادند . و همراه با پذيرفتن مسائل زبان و فرهنگى عربى ، بسيارى از مختصات زبان و فرهنگ ايرانى به فرهنگ اسلامى - عربى منتقل گرديد و قوم عرب وادار به قبول خاضعانهء آن شد علاقه و دلبستگى مردم ايران به مظاهر قومى خويش از يكسوى و جانسختى و ثابتقدمى ايشان در دفاع و حفظ دارائى موروثى خود ، از سوى ديگر ، به ماندگارى زبان فارسى و فرهنگ ايرانى كمك شايانى كرد و اين تمدن كهنسال و درخشان چون كوهى پابرجا و سربلند بر جاى بماند و جهانى را در برابر هيبت خويش به تحسين و تعجب واداشت . در كنار اين همه سرفرازى حماسهساز ، امور فرهنگى ملل ديگر چون برگهائى سرگردان ،